خرید بک لینک

Deep CaLM

گلوله...

گفتی تلخه خدافظیمونو چقدر خوبه حالت نسبت به قبلاً

ولی من نمیذارم سرمو راحت روی بالش حتی یه شبم

می پیچم به خودم تو اتاق

ولی از تو‌ خواهش نمیره تو‌ی کتم

دارم یاد میگیرم دیگه راحت بگم ....

حتی به داروی واجب قلبم

دارم کم کم میزنم قید همه چیو

میخوام ازین شهر برم کردمم فکر همه چیشو

به من چه اصن دیگه هم خواب کی‌ میشی

رژ قرمزت میشه جا من رو لب کی مُهر

به من چه میزنی شب سلامتی با کی

ردیفی یا یه گوشه خونه تکی پاتیل

مهم نی واسم اصن یادته منو یا نه

زنده ای اما واسه من ده متر زیر خاکی

گفتی تلخه خدافظیمونو چقدر خوبه حالت نسبت به قبلاً

ولی من نمیذارم سرمو راحت روی بالش حتی یه شبم

قبولش کردم دیگه مال من نیستی تمومت کردم

تو مغزم یه گلوله حرومت کردم

مشکیتو پوشیدمو از خونه رفتم

دیگه نمیگم بیشتر از همیشه میخوامت

دیگه نمیرم پاتوق که شاید اون بیادش

دیگه بارونارو میرم تنهایی پیاده

تو فکرتم حتی خواستم بیام رام نده

تا عطر تو این دور و براس جام بده

ما قصه مون رفت به... آخرش

گفتی تلخه خدافظیمونو چقدر خوبه خالت نسبت به قبلاً

ولی من نمیذارم سرمو راحت روی بالش حتی یه شبم

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:33

صفحه بندی