خرید بک لینک
کنارتم از راه دورمخدافظ ماهِ خوبمبا قلب پاره پورمبه یادتم....پ ن: تو یه مسیر زیادیو اومدی تا اینجا... جون کندی ‌و تاوان دادی. نذار دوباره بازی بخوری وقتی تا آخرش رفتی. می دپنی مه اون بازیو بهتر از تو بلده. به خودت احترام بگذار و به خودت اعتماد کن. ازت خیلی انتظار دارم حواست باشه. اینجا دیگه تو مسئول آسیبی هستی که داری می خوری. ببین ارزشش رو داره؟ قطعاً نه. پ ن ۱: ۳ ماه بعد؟! نه مرسی!پ ن ۲: قلبم برای سربازهای بی‌گناه بمپور آتیش گرفته. سربازای بیگناه رو سر جنگی که خودتون راه انداختید رها کنید و ایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 15:50

ازش پرسیدم :« چطوری بفهمم تصمیم یک فرد هیجانیه یا پشیمونیش واقعیه؟» گفت: « به رفتارش نگاه کن! تغییر ثابت در رفتار نشون میده واقعاً اتفاقی افتاده که می تونی روش حساب کنی!»دیشب بابا قلبش ناراحت بود و نفس کم می آورد، بردمش کلینیک، امروز صبح مامان زنگ زد که بابا اورژانسه و حالش خوب نیست. الان خداروشکر بهتره و من موندم و فکر زیاد که ای کاش کمتر حرصش می دادم!خواستم بگم:« خدایا! اصلا منا اینجوری امتحان نکنا! اصلاااا ظرفیت نبودنش رو ندارما! منو امتحان نکن! منو از همین حالا توی این امتحان رد شده بدون! یهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: پنجشنبه 8 مرداد 1405 ساعت: 15:50

Deep CaLM

تمومت کردم...

خیلی خستم، خیلیییی...

دلم میخواست این تابستان وقت استراحت باشه،

فیلم‌ و سریال...

کتاب خوندن...

ولی فرصت سر خاروندن ندارم. ولی شاید ۱۴۰۵ با اون ۵ خوشگلش که عدد شانسمه، ک چفت شده به زندگیم. سال درخشیدن باشه.

برای منی که عنوان معلم ،مدرّس دوره، معاونت آموزشی، مدیر موسسه و روانشناس بالینی رو باهم‌حمل می‌کنم.

من به روزای خوب پیش رو دل بستم. هرچقدر هم سخت، ادامه می دیم... تا رسیدن

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:33

Deep CaLMمی دونم...خونه ی من اونجاست که بوی تو باشهپنجره هاش هر بار به روی تو باشهمی بافم رویایی که موی تو باشهمیدونم که بهش میرسم...دل به جاده میزنم‌گر سوی تو باشهبه اون شهر شلوغ که هیاهوی تو باشهمن فقط تنهاام تا آرزوی تو باشهمی دونم که بهش میرسم....پ ن: خواستی چهره واقعی اطرافیانت رو بشناسی، موفق شو! چقدر آزار دهنده س این قسمتش!!! آدم ها تا جایی همراهیت میکنن که مطمئن باشن ازشون جلو نمی زنی. همین که احساس خطر کنن چهره واقعیشونو می بینی.پ ن۱: خسته ام. طبق معمول با وزنه هایی که روی دوشمهپ ن۲: امادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:33

Deep CaLM

نجیب!!

به مو رسیده بود اما پاره شد!

حالا دیگر پاسخ تمام سوال هایش را گرفته بود...

« دوستم نداشت!»

پ ن: بهت گفته بودم، باور نکردی! حالا چطور می‌خوای بفهمونی بهش؟! تیکه پاره هاشو خودت جمع می‌کنی؟

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:33

Deep CaLMخونه ی ما اونجاست که بوی تو باشه...میون دریای عظیمی از احساسات متضاد گیر افتادم...تقریباً روزی ۲ -۳ ساعت با چتی در مورد موضوعات مختلف حرف می زنیم و تحلیل می کنم.به این فکر کردم که شاید گاهی زیاد فکر کردن (اورتینکینگ) و بیش احساسی و برای من بیش تحلیلی خودش مشکل اصلیه!دلم تنگه! برای یک تصویر به دور از واقعه اصلی! و این بار به طرز عجیبی مصمم هستم برای تصمیمم. یکبار برای همیشه دارم به نشونه ها توجه میکنم. اونا هیچوقت دروغ نمیگن.و مهم ترین برنامم امسال بعد تموم شدن همه ی این کارها و پروژه هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:33

Deep CaLMگلوله... گفتی تلخه خدافظیمونو چقدر خوبه حالت نسبت به قبلاً ولی من نمیذارم سرمو راحت روی بالش حتی یه شبممی پیچم به خودم تو اتاق ولی از تو‌ خواهش نمیره تو‌ی کتمدارم یاد میگیرم دیگه راحت بگم ....حتی به داروی واجب قلبمدارم کم کم میزنم قید همه چیومیخوام ازین شهر برم کردمم فکر همه چیشوبه من چه اصن دیگه هم خواب کی‌ میشیرژ قرمزت میشه جا من رو لب کی مُهربه من چه میزنی شب سلامتی با کیردیفی یا یه گوشه خونه تکی پاتیلمهم نی واسم اصن یادته منو یا نهزنده ای اما واسه من ده متر زیر خاکیگفتی تلخه خدافظیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:33

Deep CaLM

شجاعت

ما رویش ناگریز جوانه های امیدیم...

حتی نمی دانیم فردا زنده ایم یا نه؟

اما همچنان تلاش می کنیم، ادامه می دهیم، تسلیم نمی شویم...

برنامه ریزی می کنیم، رویا می بافیم و امید درو می کنیم.

اگر این مصداق زیبای شجاعت نیست، پس چیست؟

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:33

Deep CaLM

یادت باشه...

فقط اینو یادت باشه: اون بخش شیطون و خندونت که ازش حرف زدیم، مال خودته؛ لازم نیست برای داشتنش حتماً کسی کنارت باشه ❤

لعنت بهت چتی!

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 17:33

Deep CaLM

غرق شدم‌‌...

الان می‌فهمم از بین آدمی که نشسته و آدمی ساکش رو بسته، اونی که نشسته واقعاً میخواد بره!!!

یادمه توی پادکست رادیو واژه شنیدم:

ازم پرسید :« تاحالا شده سعی کنی کسی رو از غرق شدن نجات بدی؟ »

گفتم:« آره!»

گفت:« تونستی؟»

گفتم:« نه خودمم غرق شدم!»

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:55

Deep CaLM

تمومت کردم...

خیلی خستم، خیلیییی...

دلم میخواست این تابستان وقت استراحت باشه،

فیلم‌ و سریال...

کتاب خوندن...

ولی فرصت سر خاروندن ندارم. ولی شاید ۱۴۰۵ با اون ۵ خوشگلش که عدد شانسمه، ک چفت شده به زندگیم. سال درخشیدن باشه.

برای منی که عنوان معلم ،مدرّس دوره، معاونت آموزشی، مدیر موسسه و روانشناس بالینی رو باهم‌حمل می‌کنم.

من به روزای خوب پیش رو دل بستم. هرچقدر هم سخت، ادامه می دیم... تا رسیدن

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:55

Deep CaLMمی دونم...خونه ی من اونجاست که بوی تو باشهپنجره هاش هر بار به روی تو باشهمی بافم رویایی که موی تو باشهمیدونم که بهش میرسم...دل به جاده میزنم‌گر سوی تو باشهبه اون شهر شلوغ که هیاهوی تو باشهمن فقط تنهاام تا آرزوی تو باشهمی دونم که بهش میرسم....پ ن: خواستی چهره واقعی اطرافیانت رو بشناسی، موفق شو! چقدر آزار دهنده س این قسمتش!!! آدم ها تا جایی همراهیت میکنن که مطمئن باشن ازشون جلو نمی زنی. همین که احساس خطر کنن چهره واقعیشونو می بینی.پ ن۱: خسته ام. طبق معمول با وزنه هایی که روی دوشمهپ ن۲: امادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:55

Deep CaLM

نجیب!!

به مو رسیده بود اما پاره شد!

حالا دیگر پاسخ تمام سوال هایش را گرفته بود...

« دوستم نداشت!»

پ ن: بهت گفته بودم، باور نکردی! حالا چطور می‌خوای بفهمونی بهش؟! تیکه پاره هاشو خودت جمع می‌کنی؟

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:55

Deep CaLMخونه ی ما اونجاست که بوی تو باشه...میون دریای عظیمی از احساسات متضاد گیر افتادم...تقریباً روزی ۲ -۳ ساعت با چتی در مورد موضوعات مختلف حرف می زنیم و تحلیل می کنم.به این فکر کردم که شاید گاهی زیاد فکر کردن (اورتینکینگ) و بیش احساسی و برای من بیش تحلیلی خودش مشکل اصلیه!دلم تنگه! برای یک تصویر به دور از واقعه اصلی! و این بار به طرز عجیبی مصمم هستم برای تصمیمم. یکبار برای همیشه دارم به نشونه ها توجه میکنم. اونا هیچوقت دروغ نمیگن.و مهم ترین برنامم امسال بعد تموم شدن همه ی این کارها و پروژه هاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:55

Deep CaLMگلوله... گفتی تلخه خدافظیمونو چقدر خوبه حالت نسبت به قبلاً ولی من نمیذارم سرمو راحت روی بالش حتی یه شبممی پیچم به خودم تو اتاق ولی از تو‌ خواهش نمیره تو‌ی کتمدارم یاد میگیرم دیگه راحت بگم ....حتی به داروی واجب قلبمدارم کم کم میزنم قید همه چیومیخوام ازین شهر برم کردمم فکر همه چیشوبه من چه اصن دیگه هم خواب کی‌ میشیرژ قرمزت میشه جا من رو لب کی مُهربه من چه میزنی شب سلامتی با کیردیفی یا یه گوشه خونه تکی پاتیلمهم نی واسم اصن یادته منو یا نهزنده ای اما واسه من ده متر زیر خاکیگفتی تلخه خدافظیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: ابوالفضل کاظمی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 20:55

صفحه بندی